counter create hit
مطالب مرتبط:

سریال ماسک شیشه ای؛ خلاصه داستان سریال ماسک شیشه ای و عکس بازیگران

سرنوشت ازگی، دنیز، فیرات و امره در سریال ماسک شیشه ای عکس سریال ماسک شیشه ای We1 سریال ماسک شیشه ای یا نقاب شیشه ای Içimdeki Firtina محصول سال 2017 کشور ترکیه است و در سایت IMDB امتیاز 6.7 را دارد. خلاصه داستان قسمت آخر سریال ماسک شیشه ای د ...

حضور بازیگران خارجی در کنار گلزار و حیایی در «ساخت ایران ۲»

برزو نیک نژاد، کارگردان سریال «ساخت ایران ۲» که این روزها برای بازدید لوکیشن به چین سفر کرده است، از حضور بازیگران خارجی در این سریال خبر می دهد.

روز بد بورس با افت نماد سهم های صادرات محور/ فولادی ها و پتروشیمی ها بازیگران منفی بازار/ بیشترین حجم معاملات به یک نماد بانکی رسید

شاخص کل بورس بر خلاف روز قبل که با حمایت مثبت نمادهای معاملاتی فولاد و فخوز و پتروشیمی ها رشد 779 واحدی را رقم زده بود، در معاملات امروز از همان دقایق ابتدایی روند نزولی در پیش گرفت و در نهایت با حمایت منفی پتروشیمی ها و فولاد مبارکه و فولاد خوزستان، به ا ...

مراسم وداع با پیکر سه شهید ایرانی پایگاه هوایی تیفور+عکس و فیلم

مراسم وداع با پیکر سه شهید ایرانی پایگاه هوایی تیفور+عکس و فیلم

مراسم وداع با پیکر مطهر 3 شهید ایرانی پایگاه هوایی تیفور سوریه برگزار شد.

بخش صدور مجوزهای وزارت ارشاد در سال ۹۷ متحول می شود

موسیقی پارس: به گزارش خبرگزاری مهر، دستیار ارشد وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی وعده ایجاد تحولات گسترده در بخش صدور مجوزهای این وزارتخانه در سال ٩٧ را داد.   به نقل از مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حسین انتظامی، دستیار ارشد وزیر فرهنگ و ا ...

مستند «نقش به دیوار» در شبکه پنج

مستند روایی «نقش به دیوار» کاری از گروه تهران و شهروندی شبکه پنج سیما امشب سه شنبه 21 فروردین ماه ساعت 20:30 بر روی آنتن می رود.

سانسور تلویزیون با بارسلونا چه کرد؟!

بعد از حذف بارسلونا توسط رم، شهاب جعفرنژاد با این متن، کارتون زیر را در اینستاگرامش منتشرکرد.

احمدرضا احمدی: خاطره ها رهایم نمی کنند

احمدرضا احمدی را شاعر و نویسنده کودکان و نوجوانان می شناختیم با آثاری که عناوینی لطیف چون «من سفیدی اسب را گریستم» روی جلد خود داشت. بزرگ تر که شدیم او را این گونه یافتیم؛ شاعری که با زبانی ساده و تصویری لطیف فضایی معصومانه می آفریند. ...

سریالی نوروزی که پخشش تا اواسط اردیبهشت ادامه دارد

مهر نوشت: تصویربرداری و پخش فاز اول سریال «هیات مدیره» تا اواسط اردیبهشت ادامه خواهد داشت.

تعیین تکلیف فیلترینگ تلگرام در تلویزیون/ پاسخ «360 درجه» به سوال های مردم درباره آینده تلگرام

جدیدترین قسمت از برنامه تلویزیونی 360 درجه به سوالات مردم درباره فیلترینگ تلگرام پاسخ می دهد.

اراکی ها با ۹۷ درصد بیننده، رکوردار تماشای تلویزیون در نوروز ۹۷ بودند

آخرین نظرسنجی ها درباره میزان مخاطب ویژه برنامه های تلویزیون در نوروز امسال نشان می دهد که اراکی ها با ۹۷ درصد بیننده، رکوردار تماشای تلویزیون در نوروز ۹۷ بودند. ...

مردم جای سلام به من می گویند «اَی خِدا»

مردم جای سلام به من می گویند «اَی خِدا»

به گزارش جهان نیوز، اگر مخاطب جدی تئاتر باشید او را از سال ها قبل می شناسید و اگر اهل سینما هستید، درخشیدنش را در فیلم هایی مثل «لانتوری» و «کارگر ساده نیازمندیم» دیده اید و اگر نه، او را در چند سریال تلویزیونی دیده اید و امروز بهرام افشاری را بیشتر با نقش آفرین ...

معرفی فیلم های پذیرفته شده در جشنواره جهانی فجر

اسامی فیلم های ایرانی و خارجی پذیرفته شده در بخش «سینمای سعادت»، «فانوس خیال»، «جشنواره جشنواره ها»، «جلوه گاه شرق» و «مستند زیر ذره بین» سی وششمین جشنواره جهانی فیلم فجر اعلام شد. ...

بطحایی: نقشه راه حذف کنکور تا چند هفته دیگر تدوین می شود

بطحایی: نقشه راه حذف کنکور تا چند هفته دیگر تدوین می شود

وزیر آموزش و پرورش از تدوین نقشه راه برای حذف کنکور در چند هفته آینده خبر داد.

بازیگر زن ایرانی با ماشین لوکسش در خیابان های ایتالیا

لیلا بلوکات بازیگر زن سینما و تلویزیون ایران؛ با انتشار یک عکس، صفحه شخصی خود را به روز کرد.

ریتم کند فیلم های روز دوم. "بمب" عاشقانه های واقع بینانه و

ریتم آهستۀ فیلم های روز دوم؛ «بمب»، عاشقانه ای که به واقعیت ها وفادار نماند

سرویس فرهنگ و شرکت در سومین روز از سی و ششمین جشنواره فیلم منفجر کردن بمبیک مدت زمان طولانی پیش و روایت یک بار مخاطبان سرگرم کننده است. اما به جای چهار فیلم کوتاه راه یافته به مسابقه جان جدید به مخاطبان جدی سینما creed است. اگر چه اغلب تماشاگر جشنواره استراحت در خانه به تماشای فیلم کوتاه بسیار عالی است. ** * * * مردم اگر نام فیلم: سوختگی/ کارگردان: حمید y * (ضعیف) خلاصه داستان: فرد (از آن) کسی است که موفق به کسب و کار مناطق تهران ، منفجر کردن و غیره. پنجمین همکاری مشترک حامد بله ، هادی مقدم‌دوست در مقام فیلمنامه‌نویس است. این زوج قبل از فیلمنامۀ شعله‌ور، چهار اثر را با مشارکت یکدیگر نوشته‌اند: سریال وضعیت سفید، فیلم‌های بی‌پولی، آرایش غلیظ، سر به مهر (یگانه ساختۀ مقدم‌دوست). علت اصلی موفقیت و همراهی طولانی‌مدت این دو، در تلقیِ مشترکی است که از سینما پیدا کرده‌اند. آقای نعمت‌الله بعد از گریز سال گذشته خود به ناکجاآبادی به نام رگ‌خواب (که فیلمنامه‌اش را خانم معصومه بیات نوشته بود) اکنون با فیلم شعله‌ور مجدداً به مسیر پیشین خود بازگشته است. شیوۀ روایت فیلم‌های نعمت‌الله به فیلم‌های اروپایی شبیه است. مضافاً که فیلمنامه‌های او، موضوع‌محور هستند و نه شخصیت‌محور. ریسک عمدۀ این سبک فیلمنامه نویسی در این است که مخاطب نتواند با شخصیت‌ها همراه شود و فضای ذهنی آنها را درک نکند. به همین سبب، روایت اول شخص به کمک می‌آید تا این خلأ را جبران نماید. حتماً کسانی هستند که به سبب بیان خاص سینمای نعمت‌الله، با فیلم‌های او ارتباط برقرار نمی‌کنند اما به هر حال نمی‌توان اصالت و لحن خاص سینمای او را نادیده گرفت. فرید (امین حیایی) در فیلم شعله‌ور با وصف حسد، شناخته می‌شود. به طوریکه تمام شخصیت او تحت تأثیر این صفت رذیله قرار گرفته است. نام فیلم نیز در واقع، کنایه‌ای است از همین خصوصیت. فرید برای اینکه خودش را به الگویی موفق برای فرزندش نوید (دارا حیایی) تبدیل کند، سعی دارد افرادی را که فرزندش به آنها علاقه‌مند است، لجن‌مال کند. اما ادامۀ این راه به خطراتی منجر می‌شود که او را متنبّه می‌سازد. ضعف عمدۀ فیلم در این است که وقایع داستان، نتیجۀ منطقی یکدیگر نیستند. گرچه این روند به غافلگیری مخاطب منجر می‌شود اما اتفاقاً فیلم از همین ناحیه است که ضربه می‌خورد. زیرا کارگردان دائماً چیزهای نو به نو از قوطی عطاری‌اش بیرون می‌آورد و مخاطب نمی‌فهمد که اکنون باید در انتظار چه چیزی باشد و کدام خط قصه قرار است دنبال شود. سومین همکاری موسیقایی نعمت‌الله با سهراب پورناظری و همایون شجریان، باز هم به اثری شنیدنی و تازه تبدیل شده است که در گونۀ موسیقی محلی و به مدد ضرب و سازهای مردم سیستان ساخته و نواخته شده است. بیشتر بخوانید: سفر به تب‌وتاب دهه ۶۰ با «بمب» پیمان معادی + عکس **بمب یا موشک؟ نام فیلم: بمب، یک عاشقانه/ کارگردان: پیمان معادی * (ضعیف)  خلاصه داستان: حکایت زندگی یک زوج فرهنگی، در موشک‌باران تهران. فیلم بمب، یک قصۀ از دست رفته است؛ یک موقعیت تازه که می‌توانست به اثری خوب و به یاد ماندنی تبدیل شود. اما در شکل کنونی، ظاهراً بازگوکنندۀ عقده‌های روانی جناب کارگردان ـ فیلمنامه‌نویس است که برای تصویر کردن آنها، حتی واقعیات بدیهی را انکار می‌کند. این موضوع البته در نشست خبری فیلم نیز عنوان شد که ماجرای تنبیه شدن دانش‌آموزان توسط ناظم، در دوران مدرسه برای خود کارگردان رخ داده است. مشکل اصلی فیلم، عدم وفاداری به واقعیت‌ها است. طراحی صحنۀ فیلم، بسیار باسمه‌ای جلوه می‌کند. نمای طولانی تیتراژ که با گونی‌های شن در دکور میدان ژاله (شهرک سینمایی) فیلمبرداری شده، ما را به یاد روزهای انقلاب و زمستان ۱۳۵۷ می‌اندازد. اما اندکی بعد متوجه می‌شویم که فیلم ظاهراً در زمستان ۱۳۶۶ می‌گذرد! یعنی جناب فیلمساز حتی نمی‌داند که گونی‌های شن در موشک‌باران تهران استفاده نمی‌شد. حتی معلوم نمی‌شود که حملات دشمن به تهران آیا بمباران است یا موشک‌باران. نشانه‌هایی از هر کدام از آنها، در فیلم وجود دارد ۱. نشانه‌های بمباران: نام فیلم، آژیر خطر، قطع سراسری برق، صدای شلیک توپ‌های ضد هوایی ۲. نشانه‌های موشک‌باران: زمان مورد اشارۀ مدیر مدرسه (اسفند ۱۳۶۶)، ردّ موشک در آسمان، دیالوگ میترا (لیلا حاتمی) که با یک موشک ممکن است که ما دیگر زنده نباشیم یادآوری می‌کنم که حملات عراق به تهران از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ تا اسفند ۱۳۶۶، با پرواز هواپیماهای جنگی و پرتاب بمب و راکت صورت می‌گرفت. در این اوقات، برق تهران غالباً قطع می‌شد و توپ‌های ضد هوایی شروع به شلیک می‌کردند تا با ایجاد یک جبهه آتش، به هواپیماهای مهاجم اجازه ندهند ارتفاع خود را کاهش دهد و راکت‌های خود را رها سازند. اما موشک‌های اسکاد بیِ بعثی‌ها، از یک هفته مانده به نوروز ۱۳۶۷ به تهران رسید. در این حملات موشکی، نه صدای آژیر خطر به گوش می‌رسید و نه برق شهر قطع می‌شد. قاعدتاً توپ‌های ضد هوایی نیز شلیک نمی‌شدند. همه غافلگیر شده بودند و چند روز طول کشید تا مسئولان پی بردند که اینها که به تهران اصابت می‌کند موشک است. چنانکه سرعت زیاد موشک‌ها نیز اعلام خطر را غیرممکن می‌کرد. گرچه در مدت دو ماهۀ این حملات، مسئولان پدافند هوایی به این توان رسیدند که مسیر موشک‌ها را تشخیص دهند و اعلام خطر کنند. فیلمساز ابا دارد که زمان دقیق قصۀ خود را اعلام کند. چون احتمالاً خودش نیز آن زمان در تهران نبوده و از جزئیات بی‌خبر است. اما برای ما که آن دوران در تهران ماندیم و حتی در تعطیلات عید نیز عمداً به مسافرت نرفتیم حوادث فیلم مضحک جلوه می‌کند. بعد از کنفرانس خبری از جناب کارگردان پرسیدم که آیا مشاور نظامی داشته است؟ جوابش مثبت بود. چنانکه تأکید داشت که حملات دشمن در فیلم، از نوع موشک هستند! اما ابا داشت بپذیرد که در زمان موشک‌باران شلیک توپ‌های ضد هوایی معنا ندارد یا قطع برق برای عدم شناسایی هواپیماهای عراقی از تهران صورت می‌گرفت و نه در زمان موشک‌باران. اولین شماره این ویژه نامه را اینجا بخوانید:   درخشش «فیلشاه»؛ ضعف «کامیون» و فمینیسم بی‌ارزش «حکمت» آقای دانش‌پسند مدیر مدرسه (سیامک انصاری) خبر می‌دهد که هفت سال و نیم از جنگ گذشته است. یعنی فیلم در اسفند ۱۳۶۶ و در ایام امتحانات ثلث دوم مدارس رخ می‌دهد. اما نشانه‌های دیگری در فیلم وجود دارند که این را نیز نقض می‌کند. از جمله صندوق انارهای اهدایی پدر میترا (با بازی محمود کلاری) که قاعدتاً نمی‌توانسته در اسفند ماه وجود داشته باشند. چون انارهای وطنی، تا همین چند سال قبل حتی به فصل زمستان نمی‌رسیدند. تمسخرهای فیلمساز به نظام آموزشی نیز از بی‌هویتی این فیلمساز حکایت دارند، چنانکه در سال گذشته قصۀ مشابهی از هاتف علیمردانی در بمباران زنجان دیدیم که در حواشی وقایع یک دبستان می‌گذشت. حتی در کشوری همچون امریکا با آن همه ادعای آزادی بیان، نظام‌های آموزشی و قضایی جزو خطوط قرمز محسوب می‌شوند و مورد انتقاد قرار نمی‌گیرند. بیشتر بخوانید: چادری‌ها در سینمای ایران خبرچین، بی‌اخلاق و افراطی‌اند! +عکس به برخی کنایه‌های فیلمساز به نظام آموزشی توجه کنید: نام مدرسه (روش نو!)، فحاشی‌های مکرر مدیر مدرسه، تنبیه‌های نو به نوی دانش‌آموزان با چوب و نواختن سیلی و خودکار لای انگشت گذاشتن و یک لنگه پا ایستادن و غیره، ریاکاری معلمان با آوازخوانی در غیاب مدیر مدرسه، سفارش ریاکارانۀ مدیر برای شرکت در نماز جماعت، شعارهای ضد استکباری که برای فیلمسازی که در امریکا متولد شده، واضحاً فضاحت‌بارند. و از همه مهم‌تر قصۀ عاشقانۀ فیلم است که مضحک جلوه می‌کند. نه قهر و غیرت زوج اصلی فیلم، قابل فهم است و نه عشق نوجوان فیلم به یک دختر همسن خود. و پیام اصلی فیلم نیز ظاهراً همین است. جنگ و جدال و مرگ بر استکبار و صهیونیسم را کنار بگذارید و به همدیگر عشق بورزید، آن هم از نوع غیر افلاطونی‌اش. **قصه‌های تازه فیلم: برگزیدۀ چهار فیلم کوتاه امسال در جشنواره فیلم فجر، برای نخستین بار چهار فیلم کوتاه نمایش داده می‌شوند که نام آنها به این شرح است: حیوان/ بهمن و بهرام ارک ـ ۱۵ دقیقه فاش/ احسان مختاری ـ ۱۴ دقیقه مارلون/ درناز حاجی‌ها ـ ۱۳ دقیقه وقت ناهار/ علیرضا قاسمی ـ ۱۶ دقیقه در اینجا به معرفی کوتاه هر کدام از فیلم‌ها می‌پردازیم. ۱. فیلم حیوان، محصول مدرسۀ ملی سینمای ایران است که توانسته به جشنوارۀ کن راه یابد و مورد توجه مخاطبان خارجی نیز قرار گیرد. این فیلم، قصۀ مسخ‌شدگی یک شکارچی را روایت می‌کند و ماجرای خیاطی که در کوزه می‌افتد. چیزی که از دقیقۀ پنجم برای راقم قابل حدس بود. نگاه تازۀ فیلمساز از کشورمان، احتمالاً چیزی بوده که مورد توجه مدیران جشنواره کن قرار گرفته و این فیلم را به بخش سینه فونداسیون راه داده است. این فیلم با یک بازیگر ساخته شده و اصلاً دیالوگ ندارد. صداهایی که در فیلم شنیده می‌شوند از نریشن فیلم‌های مستند VHS هستند که جناب شکارچی تماشا می‌کند. فیلم‌ها به طور کاملاً اتفاقی، به زبان انگلیسی هستند. همچنین به طور کاملاً اتفاقی، تیتراژ فیلم نیز به زبان انگلیسی است. حتی نام فیلم نیز Animal است؛ یکی از محصولات مدرسۀ «ملی» سینمای ایران که آقای ایوبی مدیر سابق سینما آن را احداث فرموده‌اند. ۲. فاش، محصول انجمن سینمای جوان است. قصۀ دو برادر که در وقت احتیاج چگونه رفتار می‌کنند. با اینکه فیلم با دو بازیگر و یک لوکیشن، بسیار ساده به نظر می‌رسد اما حداقل پنجاه نام در تیتراژش به چشم می‌خورد. فقط گروه فیلمبرداری فیلم، شامل هفت نام می‌شود! ۳. فیلم مارلون ساختۀ «درناز حاجی‌ها»، تحصیل کردۀ مؤسسۀ کارنامه و مدرسۀ فیلم لندن است. فیلم به زبان انگلیسی است و تماماً در نمای کلوزآپ و حداکثر مدیوم شات. قصۀ کودکی ۱۰ ساله به نام مارلون که مادرش سعی دارد او را به بازیگر سینما تبدیل کند غافل از اینکه علاقۀ کودک، به موسیقی است. چهرۀ فوتوژنیک مارلون و بازی خوبش در نقش یک نابازیگر باعث می‌شود که مخاطب بتواند فیلم را تحمل کند. وگرنه سبک فیلمسازی خانم حاجی‌ها که مانند کیارستمی از نمای معرف استفاده نمی‌کند بیش از یک فیلم کوتاه، جواب نمی‌دهد. چنانکه فیلم روز مبادا (۱۳۹۳) ساختۀ فائزه عزیزخانی شاگرد کیارستمی غیر قابل تحمل بود. ۴. وقت ناهار، قصۀ مرگ و اعتیاد است اما از منظری تازه که البته بی‌جهت، کش آمده است. گریم آقای «سعید کشن فلاح» برای جسد و بازیگر نقش جسد، بسیار عالی بودند. هرچند که «خورشید چراغی‌پور» بازیگر نقش اصلی به نظرم انتخاب صحیحی نبوده است. فیلم هشدار می‌دهد که اعتیاد به سنین ۱۵ سال رسیده است و دغدغۀ یک دختر دانش‌آموز که در مدرسۀ «ندای سعادت» تحصیل می‌کند، چیست. این فیلم نیز توانسته همچون فیلم حیوان در سال ۲۰۱۷ به بخش سینه فونداسیون جشنواره کن راه یابد و حتی نامزد دریافت نخل طلا شود. البته نمی‌توان مسائل سیاسی و وضع اسفباری را که او از وضعیت نوجوانان ترسیم می‌کند، در این میانه بی‌تأثیر دانست. در مجموع هیچکدام از این فیلم‌های کوتاه، مورد پسند راقم نبودند؛ نه به لحاظ تکنیک و نه مضمون. ****امیر اهوارکی